سلام بهونه زندگی...حالت چطوره ؟ ماه رمضان رسید به وسط هاش اما تو پیشم نیستی ... نمي دونم روزه مي گيري يا نه ... ولي ازت مي خوام واسم دعا کني ... اين روزا خيلي از خدا دور شدم ... ازش خواستم تو رو بهم برگردونه يا مهرتو از دلم بگيره ... مي دونم هنوزتهراني و حرفات دروغ بوده ... منتظرتم هنوز ... دیشب رفته بودم لب کارون ... اون طرف تر از جایی که نشسته بودم .. یه دختر پسری دست تو دست هم با یه حسه قشنگ نشسته بودن ... اونا رو که دیدم یه لحظه تنم یخ زد .. احساس کردم چقدر تشنه وجودت ام ... من کس دیگه ای رو جز تو نمی خوام ... منو بفهم .... لا اقل بذار توي نت باهات حرف بزنم ... توي معرفت ما .. دخترا ماله يه پسر اند ولی پسرا اجازه دارن با چند تا دختر رابطه داشته باشن ... اما من ماله توام .. حتي اگه تو باهام نباشي ... يادت نره واسم دعا کن ... و بیشتر از همیشه مراقب خودت باش ... مثه من که به خاطر تو خوب شدم .. تو هم خوب شو .... خوب و سلامت .. منتظرم اميدم .. و می دونم یه روز بر می گردی ... تا دیر نشده برگرد ... گوش کن ...يک نفر ...آنطرف پنجره ي بسته...تورا ميخواند! صبا را دیدمو گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم که او را دوست می دارم ولی نا گه ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید دفتر عشق تموم شد ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم دوستت دارم ازش خداحافظی می كنی! چون دوستش داری! و نمی خوای ناراحت باشه ، مطمئن باش هیچ وقت از ذهنت بیرون نمیره و فراموش كردنش غیر ممكنه . دوست داشتن مقدسه ، هر كسی رو دوست داری بهش بگو . . . بگو . . . دلم براش تنگ شده . . . خیلی. . . دل از تو جدااااااااااا، دل من نمی تونه بـــاشه همه مردم شهـــــــــــر، می دونند واسم خدايی دل من به خداااااااااااا، بی خدا نمی تونه باشه»
و نسيم...لاي اين پرده ي آويخته رامي کاود... تا تو را در يابد،
نورخورشيد که از منزل پر مهر خدا آمده است...لب درگاه تو در يک قدمي مي ماند...
قلب اين پنجره از دست غم پرده، به تنگ آمده است!
پرده را برداريم ، دل اين پنجره را باز کنيم..!
![]()

خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو![]()

شنیده ام که تو عکس شکسته می کشی با رنگ
اگر حقیقت است بیا من شکسته ام بی سنگ
مرا تو ساده بکش با تمام سادگی ام
و تلخ و تلخ و تکیده ولی کمی پر رنگ
مرا به رنگ روشن صد التماس تیره بکش
کنار کوچه بن بست و خالی از آهنگ
اگر تو معنی پرپر زدن ندانستی
پرنده ای بکش و یک قفس ولی دل تنگ
قرار هر دوی ما بر مدار ماندن بود
ببین که بی قرار توام هنوز بی نیرنگ
مرا تو خسته بکش، پاره کن شکسته بکش
شکسته از دل سنگی و خسته از دل تنگ![]()

نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
یادش بخیر قبلا منو تو باهم....... وحالا از دوری تو من اینجا جز گریه کاری ندارم . همیشه آرام تر که شدم شعری از دفاتر دریا می خوانم

به انتهای گریه که می رسم
صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم
صدای غروب غزال ها را
با نبودن صدای تو را در تلفن غمگین میشوم
و به انعکاس صدایم در ایینه اتاق خیره میشوم
در برودت این همه حیرت ،کجا مانده ای آخر ؟


نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |


دوستت دارم
؛ دوستت دارم
؛ دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
اي که دور از من در ياد مني با خبر باش که دنياي مني يادت نره من منتظرتم زود برگرد دوست دارم. تقديم به عشقم $$ $$ من منتظرتم زود برگرد خيلي زود
منتظرتم
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش، شاید دیگه هیچ کسو مثل ان دوست
نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تو را مثل ان دوست نداشته باشه. کاش میشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمیر کرد . کاش میشد همچو باران بی دریغ لحظه های سبز را تقدیر کرد . کاش میشد عشق را با تمام وسعتش تکثیر کرد. کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد . کاش میشد از میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد. کاش میشد ![]()


![]()
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
☼زندگی سه چیز است :☼ ☼اشکی که خشک میشود☼ ☼یادی که می ماند و هرگز فراموش نمیشود. ☼
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
![]()
![]()
![]()
![]()

نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست ، دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم "تنها آرزویم یکبار بوسیدن توست" دوست دارم $$ باتمام وجودم
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
نخستين نگاهي كه: ما را به هم دوخت نخستين سلامي كه: در جان ما شعله افروخت نخستين كلامي كه دلهاي ما را به بوي خوش آشنايي سپرد و به مهماني عشق برد پر از مهر بودي پر از نور بودم همه شوق بودي همه شور بودم چه خوش لحظه هايي كه: از هم نگاهي ربوديم و رازي نهفتيم چه خوش لحظه هايي كه: مي خواهمت را به شرم و خموشي نگفتيم و گفتيم دو آواي تنها و سرگشته بوديم به سوي هم از دورها پر گشوديم چه خوش لحظه هايي كه: هم را شنيديم چه خوش لحظه هايي كه: در هم وزيديم چه خوش لحظه هايي كه: در پرده عشق چو يك نغمه شاد با هم شكفتيمرها در گذرگاه هستي
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |


اونايي كه ادعاشون ميشه عاشقن كجان؟
اونايي كه خيلي ساده ميگن عاشقن كجان؟
خيلي زود با يه نگاهي ميشن عاشق پس کجان؟
پس کجاس اونهمه حرفاي قشنگ و عاشقانه؟
پس کجاس اونهمه چشمک زدناي زيرکانه؟
اون دلي که از جداييها گله داشت...
پس چي شد اونهمه دلتنگت شدنهاي شبونه
شب نخوابيدن تا صبح با کلي وهم عاشقونه!!!
اونهمه دوستت دارمهاي زبوني واسه معشوق
اون محبتهاي قلبي با همون لفظ هميشه....
پس چرا عاشقي اينقدر سرد و بيروح و دورنگه؟!
واسه ابراز علاقه آخه اينجا دیگه جا یی نمونده...!!!
به خدا باور کنيد که اينا حرف دل خونه
اين دلي که از بيوفايي داره جون ميده ميميره!!!
حرف دل حرف همه نيست حرف عاشق پيشه هايه
اونايي که جون ميدن حتي واسه عشق تا نميره...
پس کجان اون عاشقايي که واسه دم زدن از عشق
گل ميدن به دست معشوق که منو نکن فراموش!!!
اما تا تموم ميشه اونهمه حرفاي قشنگ و عاشقونه
ميذارن ميرن که انگار تا ابد عشقي نبوده...!!!
بعد اونهمه سخنها که آره من بي تو هيچم
ميرن و ميشن پرنده لاي ابرا بي نشونه
آي اونايي که فقط عشق واستون شده يه بازي
دل سپردن به يکي و دل شکستن واسه بازي
باشه اشکالي نداره دنياتون فقط دوروزه
دل شکوندناي هرروز واستون کاري نداره...
آخ که عشقاي تو خالي شده ارزون توي بازار
با نسيم مياد و ميره به خدا به سرعت باد!
نه ديگه دنياي امروز ارزش موندن نداره
پس چه بهتر که نباشيم تا ديگه عشقي نمونه...
اگه عشق اينه تو دنيا پس نه من عشقي نميخوام
آره سنگ و يخ شدم من ديگه عشقي رو نميخوام...!!!
آخه اون بالا ميدوني عاشقي شده يه ارزش
عشق پاک و بي ريايي جاي عشقاي خيالي
باشه پس زمينيا من ميرم اون بالا تا اوج اون ستاره
روي ابرا کهکشونها اون بالا که عشق زياده...
پس خداحافظ تا هميشه خوش باشين با بازياتون!!!
با يه مشت عشق توخالي
نه نه همون هوس بازياتون....!!!!
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
ای چشم تو هم پیمانه هم سنگ دو صد خمخانه همه شور عشق و مستی ام از یک نگاه تو از هر دو جهان بیگانه شد خانه دل میخانه چو تویی کنارم غم ندارم در پناه تو با تو دنیا باغ رویا ست در چشم تو صد میکده می بینم سر مستی دل با نگهی می جویم در آینه جز نقش تو کی می بینم ؟ کی جز ره مهر تو رهی می پویم ؟ عشق تو پناهم غیر از تو نخواهم ای راحت جان من شوق دو جهان من با تو بود دنیا باغ رویا بی تو همه دردم چون آتش سردم ای مایه جوش من ای از تو خروش من با تو بود دنیا باغ رویا ای شوق مستی من از تو با من تنها تو بمان راز دل قصه غم بشنو سوز جان را بنشان ای شور هستی من از تو با من تنها تو بمان راز دل از سخنم بشنو سوز جان را بنشان 
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
دلم گرفته 
دلم عجيب گرفته است
و هيچ چيز
نه اين دقايق خوشبو كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش
نه اين صداقت حرفي كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست
نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي رهاند
و فكر ميكنم
كه اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد
نگاه مرد مسافر به روي ميز افتاد
چه سيبهاي قشنگي
حيات نشئه تنهايي است 
و ميزبان پرسيد
قشنگ يعني چه ؟
قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال
و عشق تنها عشق
ترا به گرمي يك سيب مي كند مانوس
و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد
مرا رساند به امكان يك پرنده شدن
و نوشداروي اندوه ؟
صداي خالص اكسير مي دهد اين نوش
و حال شب شده بود
چراغ روشن بود
و چاي مي خوردند
چرا گرفته دلت مثل آنكه تنهايي
چه قدر هم تنها
خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي
دچار يعني
..........عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست !


پشت این پنجره ها دل میگیره
غم وغصه ی دل وتومی دونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون می شه تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو می دونی
هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه
می گه من دوست دارم تو می دونی
می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو می دونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو می دونی
پنجره بسته میشه شب می رسه
چشام آروم نداره تو می دونی
اگه امشب بگذره فردا میشه
مگه فردا چی می شه تو می دونی

نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
بوسه بر عکست زنم ترسم که قا بش بشکند قاب عکس توست اما شیشه عمر من است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تار مو ی توست اما ریشه عمر من است عاشقم عاشقم مريض توام زين مرض من شفا نمي خوام


نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
هيچ يك ازما انسانها نمي دانيم فرشته اي هم روي زمين است چه پسرچه دختر، بال اش را از دست داده است،چون باورش نداريم اگر باوركنيم با او پرواز ميكنيم . من منتظر فرشته ام هستم،چون باور دارم مي آيد... منتظرش مي مانم تا ابد تا آخرت جاودان.....
************************* ************* ******** ****** ******** ************* ـــــــــــــــــــــــــــ
هرگز نشد بياي پيشم بگيري دستاي منو عشق را باید شناخت به نظر من انسان بدون وجود عشق در زندگیش قادر به زندگی کردن نمیباشد..... حالا این عشق میتونه به هر چیزی باشه... به یک گل..به یک زندگی..و یک دوست ... سعی کنید عشق رو درک کنید و لمسش کنید تا بهتون آرامش بده. دشمن عشق غرور است 

کوچه , ذهن خواب آلود مرا می برد به ساده ترین دقایق زندگی ام ![]()
که از وسعت شادی من و تو قاصدک ها می رقصیدند .![]()
شاید هنوز رد کفش های من وتو بر تن کوچه مانده باشد.![]()
ما که همچون پروانه ها از باغ بلور زمان گذشیم و ![]()
رسیدیم به خط استوایی تنهایی .![]()
دیگر از آن هیاهوی سادگی من و تو خبری نیست جز خاطرات ترک خورده ![]()
اما بیا به صداقت دوستی مان قسم بخوریم ![]()
که هرگز یکدیگر را فراموش نکنیم![]()


بدوني من عاشقتم گوش کني حرفاي منو
تو بي وفا بودي ولي اونکه برات مي مرد منم
تا زنده ام دوست دارم اينه کلام آخرم
من که نتونستم تو رو يه لحظه تنها بذارم
تو سردي خاطره ها بگم که دوست ندارم
دلم مي خواد همين يه بار اشکامو پنهون نکنم
باور کني تو رو مي خوام غربت و زندوني کنم
بيام به شهر خاطرات غرق بشم توي نگات
ديوونه وار فدات بشم بميرم من واسه چشات
اما هنوز فاصلمون دور و دست من جداست
ترانه سکوت من تو بغض آخرم رهاست
کاشکي فقط يه بار فقط ي بار بياي بگي دوست دارم
تو چشم من نگاه کني بگي که عاشقت منم.
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
شب ، مهتابی وسرد ماه ، دلگیر وبی تاب دل کویر ، تلخ و غمگین وصدای غرش ابرک ............. وباران دریغ ................. دریغ
که تا نامت را بر زبان می آورم
و یادت در قلبم شکل می گیرد
اشک از خانه چشمانم سرک می کشد
و تا نگاهت را به ذهن می اورم قلبم تپیدن آغاز می کند
در گوشه تنهایی ام
خاطراتم را مرور می کنم
خاطرات تلخ و شیرین لحظه های بی تو و با تو بودن
و لحظه های تنهایی با انتظار ...
و اکنون می فهمم که عشق چه ها می کند
و تو می دانی که موسیقی این خاطرات
اشک من است که از گونه هایم سرازیر می شود....

اگرچه نبودي مرحمي هرگز بر اين دل ديوانه
اگرچه نمي بيني جان كندنم را
يا كه هرگز نبودي مهر مهربان را
اگرچه مشتعلم و سوزان در فراقت
اگرچه ندارم به تن نا و به پايم طاقت
اگرچه در مرامت نيست مرامي
يا كه از وفا نگرفته اي تو جامي
اگرچه مهربان را مي كشي هردم به جفا
اگرچه بر عشقت مي بالي در خفا
اگرچه عشقت كاشانه ات به حرمان گرفت
اگر چه اذ اين حرمان ،شررم بر جان گرفت
اگرچه نيستي در بزم عاشقان عشق پاك
اگرچه خطا رفتي در بر مدعيان سينه چاك
مي نويسم من برايت از اين دل اندوهناك
مي نويسم با دستي لرزان از اين عشق سوزناك
عشقم را به راهت بي پيرايه پرداختم
سنگي بودم كه خود را به نازت موم ساختم
غرورم را به قربانگاه ناپاكي كشاندم
دلم را مركبي از زر برايت ساختم
تو تازان و پران در عشق خود
من سوزان و گريان در وهم خود
سايه ايي شوم و سنگين بر سرم بود
كبودي ضربه اي سخت بر تاركم بود
اما مي آمدم پيوسته بر مزار خويش
تا كه شايد مرهم نهي بر دل ريش
مي كُشيم اما بي پروا دم به دم
مي دري سينه ام را نه بيش و نه كم
مي سوزاني دلم،دلم راه تو دارد
نمي گزي لبم،لبم نام تو دارد
از بهر تو قاف را بارها رفته ام
دست خودرا بهر نامت تفته ام
نمي دانستم عشق يعني فرياد سكوت
نمي دانستم عشق يعني سفره خالي دل، از قوت لايموت
نمي دانستم ره عشق رهي پر سوز و ساز است
نمي دانستم بازي بزرگان بازي كنجشكك و باز است
مي دانم اما عشق مهربان ،عشقي منير است
مي دانم اما عشقي مهربان رو به فزون وكثير است
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
ای کاش جمله زیبای دوستت دارم بی هیچ غرضی بر زبان ها جاری بود! ای کاش از گفتن دوستت دارم از ترس سوءتفاهم ها و غلط اندیشی ها باز نمی ایستادیم، ای کاش محبت را بی هیچ چشمداشتی حتی چشم داشت محبت، به او که دوستش داریم هدیه میدادیم ای کاش، ای کاش 
نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |



