تبليغاتX
ღ*••*ღ تنهایی ღ*••*ღ*


ღ*••*ღ تنهایی ღ*••*ღ*

ღღღღ$همیشه منتظرتم جیگری بی تو میمیرم تنهام نزار تو بهم قول دادی 15تاااااا$ღღღღ

عاشق هرکس شدم

او شد نصيب ديگري ...

دل به هرکس دادم

او هم زد به قلبم خنجري ...

من سخاوت ديده ام

دل را به هرکس مي دهم ...

شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

 

 

اگـر كليـد قلبي را نـداري قفلش نكن

اگر خداحافظي در راه است سلام نكن

اگر دستي را گرفتي رهايش نكن

دفتري که بسته شد ديگر بازش نکن

         قلبي که شکسته شد ديگر نازش نکن


به کسانی که می گفتند عاشقی دیوانگی است می خندیدم

به آنان که عاشقانی مجنون و دیوانه بودند می خندیدم

به عاشقانی که ازدوری می گریستند می خندیدم

به آنان که بیمار عشق بودند می خندیدم

چون نمی دانم درد عشق چیست

اکنون هم عاشقی دیوانه ام هم گریان

چون با دیدن چشمان زیبایت

اسیر درد بی درمان عشق شدم

 بگو که دلدارت منم یار وفادارت منم

 بگو تو راه عاشقي هميشه غمخوارت منم

 بگو كه شيرينم تويي حالا كه فرهادت منم

 تنها اشاره اي بكن تا دل به دريا بزنم 

 بيا تا چشم پنجره پر بشه از نگاه تو

 بيا تا چشم عاشقم ببينه روي ماهتو

 بگو خيالت همه شب يه لحظه تنهام نذاره

 اگه تو مهربون باشي غم تو دلم جا نداره

 

 

 

تو میری منم برات آرزوی خوشبختی میکنم

من تا عمر دارم با حسرت کنار این پل میشینم و فقط نگاه میکنم





کاش مي دونستي چقدر دلم

بهانه تو را ميگيره هر روز

کاش مي دونستي چقدر دلم

هواي با تو بودن را کرده

کاش مي دونستي چقدر دلم

از اين روزهاي سرد

بي تو بودن گرفته

کاش مي دانستي چقدر دلم

براي ضرب آهنگ قدمهات

گرمي نفسهات، مهرباني صدات تنگ شده

کاش مي دانستي چقدر دلواپس تو‌ام

کاش مي دانستي چقدر تنهام

، چقدر خسته ام

و چقدر به حضور سبزت محتاجم

و هميشه از خودم مي پرسم

اين همه که من به تو فکرمی کنم

تو هم به من فکر مي کني؟......


نگاه مرا باور كن


دستان مرا باور كن


احساس مرا باور كن


قلب مرا باور كن


حرف مرا باور كن

آري

اضطراب در نگاه من از شور عشق توست


لرزش دستانم از انتظار ديدار توست


احساس گرمم از حرارت نگاه توست


تپش قلبم از به ياد آوردن خاطرات توست....

و حرف من اين است :


" آري....هنوز هم دوستت دارم...."




یادت نره دوست دارم *** خیلی دلم تنگ برات

 

 

سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد


زیبا رویان بی وفایند چرا ؟؟؟


نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت... بدون عشق تو، هيچم...

 

عشق یعنی:

تو رفتی و چشمان واژه تر شد.زیبا ترین لحظه عمرم دیدن تو بود وغم انگیز ترین

لحظه رفتنت. اما می دانم تا عشق تو در دلم هست لحظه زشتی در زندگی ام وجود ندارد.

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن نشانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی واز غم زندگی برایش اشک بریزی!!!!

آدمی مانند پرنده ای است که تا دانه ی محبتی نیفتد هرگز اسیر کسی نمی شود

 

چقدر سخته

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت‌رو ازت دزديد

و به جاش يه زخم هميشگي‌رو روي قلبت هديه داد،

زُل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوزم دوسش داري.

 

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي

كه يكبار زير آوار غرورش همه‌ي وجودت له شده.

 

چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني

اما وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي.

 

چقدر سخته وقتي پشتت بهشه، دونه‌هاي اشك گونه‌هاتو

خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري

 

چقدر سخته گل آروزهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار

تو خودت بشكني و اون وقت آرام زير لب بگي.

 

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ| |

صدای قلبمو می شنوم...

 

اسیر عشق

من به دو چيز عشق مي ورزم:


 

 يكي تو


 

 و ديگري وجود تو


 

به دو چيزاعتقاد دارم :


 

يكي خدا


 

 وديگري تو


 

 من در اين دنيا دو چيز ميخواهم :


 

يكي تو


 

 وديگري خوشبختي تو


 

 من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم :


 

يكي تو


 

 وديگري براي با تو موندن تا هميشه


 

 دوستت دارم.

با توام  


 

با تو بودم با تو هستم  


 

با تو که سرنوشت مرا رقم زدي  


 

روحم را مجروح کردي  


 

چشمانم را پر از اشک  


 

و دستانم را با لبانت آشنا ساختي .....  


 

با تو که گلهاي شعمداني باغچه ام را خشکاندي  


 

پرستو ها يي که در طاقچه اتاقم آشيان کرده بودند پر اندي 


 

بهار روياهام را مبدل به خزانش کردي 


 

 


 

عاشق بودم


 

  


 

تو عشقم را ربودي و احساسم را در بي احساسي خود مدفون ساختي ..  


 

سالهاست که زمان در گذر است 


 


 

و من بسنده کرده ام به :" شايد فردا  


 

و بارها گفتم ام : شايد فردا سرنوشت تلخ و محنت زايم پايان پذيرد ..  


 

با توام و باز براي تو مينويسم ..

 فقط سکوت

فقط سکوت میکنم چون خود بلند ترین فریاد است

فریاذی از ته د ل

از آنجا که غم سرچشمه میگیرد

گل عشق میروید

و نفرت می جوشد

                                 فقط سکوت میکنم چون به من اجازه ی دیدن میدهد

دیدن هر آ نچه فریاد نمی گذارد ببینم

چشمانم را میبندد و مرا در خشم حل می کند

 چقدر زیباست نشانه ی رضایت

 پس

فقط سکوت میکنم چون زیبایی را دوست دارم.

 

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ| |


:ز: ::

چت با من