به هرکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است. آشنايي.شهر سوم روزهاي شيرين و طلايي.شهر چهارم بهانه فكر جدايي.شهر پنجم بي وفايي.شهر ششم دوري و بي اعتنايي.شهر هفتم اشك آه تنهايي ...
خدایا
هفت شهر عشق/شهر اول نگاه و دلربايي.شهر دوم ديدار و






گوش کن جاده می نالد از دوری رد پای یک رهگذری...
که کاش نمی رفت ...
افسوس دلی...
که کاش نمی رفت...

اگه مثل اشك تو چشمانم باشي براي موندنت تا اخر عمر گريه نمي كنم.![]()
![]()
![]()

زندگي شهد گلي است كه زنبور زمان ميخوردش انچه ميماند عسل خاطره هاست
![]()






می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند!
ستایش کردم، گفتند خرافات است!



عاشق شدم، گفتند دروغ است!




گریستم، گفتند بهانه است!

خندیدم..
گفتند دیوانه است!!! .
دنیا را نگه دارید!!!
می خواهم پیاده شوم....

سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي.
ولي مواظب باش که بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي














اگه يه روز کسي بهت گفت دوستت دارم سعي نکن بهش بگي
دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي اگه گفت همه
ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد
و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر
بشي.

اگر شب صدا داشت مي تونست
صداي شكسته شدن قلب عاشق رو فرياد بزنه
اگر شب صدا داشت مي تونست
بهت بگه كه چقدر دلخراش گريه عاشق
درون ظلمت شب
اگر شب صداداشت مي تونست
بهت بگه كه چقدر ديوانه وار
تو شبها صدات مي زنم
اگه شب صدا داشت
بهت مي گفت كه چه شبها از فكر تو نمي تونستم بخوابم
و اگه شب صداداشت اون هم با من هم صدا مي شد
و بامن مي گفت :
بخدا خيلي دوست دارم ..........

دلم براي کسي تنگ است
که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند
دلم براي کسي تنگ است
که تنم آغوشش را مي طلبد
دلم براي کسي تنگ است
که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند
دلم براي کسي تنگ است. .
میخواهم آرام سر بر سینه ات بگذارم
میخواهم صدای طپش قلبت مرا به خوابی آرام و رویائی فرو برد
با نگاهت در سکوتی لغزان غوطه ور شوم
ولی اگر چنین شود و قلب کوچک تو کلبه من شود ......
اری
میخواهمت......

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...
به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...
نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم...
گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
عشق يعني سالهاي عمرسخت
عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ
عشق يعني خواستن له له زدن
عشق يعني سوختن پر پر زدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر يعني انتظار
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ي ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني ارزو يعني اميد
عشق يعني روشني يعني سپيد
عشق يعني غوطه خوردن بين موج
عشق يعني رد شدن از مرز
وقتی کسی رو دوست داری٬ حاضری جون فداش کنی
حـاضــری دنــیـارو بـدی ٬ فـقط یـه بـار نـیـگـاش کـنـی
بـه خــاطـرش داد بــزنـی ٬ بــه خــاطـرش دروغ بـگـی
رو هـمـه چـی خــط بـکشی ٬ حـتـی رو بـرگ زنـدگی
وقـتـی کـسـی تـو قـلـبـتـه٬ حـاضـری دنـیـا بـد بـاشـه
فـقـط اونـی کـه عـشـقـتـه ٬ عـاشـقـی رو بـلـد بـاشـه
قـــیــد تــمـــوم دنـــیــارو بــه خـــاطــر اون مــی زنــی
خـیـلـی چـیـزارو مـی شکـنـی٬ تـا دل اونـو نـشـکـنی
وقـتـی بـشـیـنـه بــه دلت ٬ از هـمـه دنـیا مـی گـذری
تـــولــد دوبـــارتـــه ٬ اسـمـشــو وقــتـی مــی بــری
حــاضــری جـونــتـو بــدی ٬ یـه خــار تـو دسـاش نــره
حـتـی یـه ذره گـرد و خـاک تـو مـعـبـد چـشـاش نـره
حـاضــری مـسـخــرت کُــنــن تــمــام آدمــای شــهــر
امـا نـبـیـنـی اون بـاهـات کـرده واسـه یـه لحظه قهر
حــاضـری هـر جـا کـه بـری بـه خـاطـرش گـریـه کـنی
بـگـی کـه مـحتاجشی و به شـونـه هاش تکیه کنی
حــاضـری کـه بـــگــذری از شـهــرت واسـم و آبــروت
مـهـم نـبـاشـه کـه کـسی نـخواد بـشینـه رو به روت
وقـتـی کـسـی تـو قـلـبـتـه ٬ یـه چـیـز قـیمتی داری
دیـگـه بـه چـشـمـت نـمی یاد ٬ اگر که ثـروتـی داری
حـاضـری هـر چـی بـشـنـوی ٬ حـتی اگه سر زنشه






زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم
امّا گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم
تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم
امّا به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم

بنويس
از من
از او
از خدا
از عشق
از خيانت؟ نه از خيانت ننويس !!!!!!!
از مهر
از دوستي
از محبت
از جدايي ؟ نه !
بر خاک بخواب نازنین تختی نیست
آواره شدن حکایت سختی نیست
از پاکی اشکهای خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

عشق یعنی...
عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار
عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او
عشق يعني ملتهب از يک نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت ...شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق
عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هرچه بيني عکس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني با پرستو پر زدن
عشق يعني آب بر آذر زدن










نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |


