ღ*••*ღ تنهایی ღ*••*ღ*
ღღღღ$همیشه منتظرتم جیگری بی تو میمیرم تنهام نزار تو بهم قول دادی 15تاااااا$ღღღღ
تو را مي خواهم و دانم كه هرگز به كام دل در آغوشت نگيرم تويي آن آسمان صاف و روشن من اين كنج قفس مرغي اسيرم ز پشت ميله هاي زرد و تيره نگاه حسرتم حيران به رويت در اين فكرم كه دستي پيش آيد و من ناگه گشايم پر به سويت در اين فكرم كه در يك لحظه غفلت از اين زندان خامش پر بگيرم به چشم مرد زندانبان بخندم كنارت زندگي از سر بگيرم در اين فكرم من و دانم كه هرگز مرا ياراي رفتن زين قفس نيست اگر هم مرد زندانبان بخواهد دگر از بهر پروازم نفس نيست ز پشت ميله ها هر صبح روشن نگاه كودكي خندد به رويم چو من سر مي كنم آواز شادي لبش با بوسه مي آيد به سويم اگر اي آسمان خواهم كه يك روز از اين زندان خامش پر بگيرم به چشم كودك گريان چه گويم؟ ز من بگذر كه من مرغي اسيرم من آن شمعم كه با سوز دل خويش فروزان مي كنم ويرانه اي را اگر خواهم كه خاموشي گزينم پريشان مي كنم كاشانه اي را
گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد بي دواست گفتمش يك اندكي تسكين آن گفت تسكينش همه سوزو فناست كجا بودي وقتي برات شكستم ؟ يخ زده بود شاخه گلم تو دستم كجا بودي وقتي غريبي عادت داشت من تنهارو ديوونه ميكرد؟ داشت من تنهارو ديوونه ميكرد كجا بودي وقتي كه گريه كردم از تو به آسمون گلايه كردم؟ كجا بودي وقتي ديوونت بودم وقتي كه بيقرار شونت بودم؟ وقتي كه بيقرار شونت بودم كجا بودي ببيني خستگيمو آب شدن شباي زندگيمو؟ كجا بودي وقتي كه گريه كردم از تو به آسمون گلايه كردم؟ مي خنديدم اما تنم ميلرزيد كجا بودي وقتي چشام ميترسيد؟ كجا بودي وقتي سحر نداشتم سياهي بود ازتو خبر نداشتم؟ سياهي بود ازتو خبر نداشتم بگو هنوز دوسم داري با مني بگو محاله قلبمو بشكني غم نبودنت مثه آتيشه تو اين دو خط ترانه جا نميشه تو اين دو خط ترانه جا نميشه بگذار اگر چشمانت خیس می شود ،
رطوبتش با دستان من آروم شود ! چشمانم رو که می بندم ، عطر تنت وجودم رو پر می کنه . . . ای کاش می شد برای همیشه چشمام رو ببندم . تو آخرین امیدم بودی
وقتی می دونم که در آینده ی من ، تو غریبه ای بیشتر حساب نمیشی و من در آینده ی تو ، مزاحم هم حساب نمیشم بهم بگو که چرا باید اکسیژن کره ی زمین رو بیشتر از این حروم کنم ؟ 









| :ز: :: |





