دلم می خواست : دنيـا رنگ ديگر بود ست آيينه پرسيد که چرا دير کرده است
نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است... صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته .................................................................................................................................... سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس .... تمام روزهايي که تنها بودي به چشمانم نگاه کن تا دریابی که من تو را به وسعت اسمان ها به وسعت دریا ها به خاطر دو چشم بارانی به احترام پاهای خسته لب های بسته،چشمان خسته به پاس یک دل شکسته یک دل ابری یک گل پر پر شده ی عشق دوستت دارم! احساس های تکراری من قاب گشته بر دیوار هوس این همه عاشق شدن شده تنها کار من افسوس از گذشته های دور جاریست هرروز مثل نفس اشک ها خسته از تکرار شدن دست ها داغ از محبت های بی هدف وقتی زمانش رسید که قلبت رو به کسی بدی، مطمئن شو اون فرد قلبت رو نمیشکنه،آخه قلب های شکسته یدکی ندارن می گن آدم فقط یک بار عاشق می شه، اما من هر وقت صدا تو میشنوم دوباره عاشق میشم!! - فراموش کردن کسی که دوستش داری ، مثل به خاطر آوردن کسی یه که هرگز نمی شناسیش!! مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام. هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام گرفت بدانید آنجا قبر من است. دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم. چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام. موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم. بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد. تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید. اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن وقتي که گريه ام ميگيره دلم ميگه مبارکه قدر اشکهاتو بدون هنوز چشات بي کلکه وقتي که گريه ام ميگيره يه آسمون باروني ام اما به کي بگم خدا من تو خودم زندوني ام سرمو بالا مي گيرم کسي جوابم نميده خيلي شب هاست يه رهگذربه گريهام نخنديده شدم يه مشت خاطره يه کوره ي دلواپسي مي خوام تلافي نکنم حرمت دل رو ميشکنم دارن به جرم ساده گيم چوب حراجم مي زنن تو اين ولايت غريب دل مرده ها عزيز ترن قحطي عشق عاشقاست قلب هاي سنگي مي خرن پا به پای هم خلوت های کوچه و خیابان را می شماریم چتری نیست تو همان خیسی دلنشین بارانی تا تو را دارم نیازی به چشمانم ندارم زمزمه هایت در گوشم واضح تر از همیشه گرمی دستانت کم می شود نه ، نمی توانم آخر چشمانم را دارند ازم می گیرند فریاد می زنم تا آخرین لحظات دستانت را می گیرم چشمانم را باز می کنم سرت هنوز روی بازوهایم است باران کمی شیشه های پنجره را نوازش می کند بوسه ای روی گونه ات می گذارم خواب به چشمانم نمی آید ا که تا نفسی هست یار هم باشیم به غنچه های محبت بهار هم باشیم ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست، اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست! ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست، آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست! ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ، غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست ! ببار که دلم گرفته است ، چشمهایم از اشک ریختن خسته است ! ببار ای باران ، که سکوت این لحظه ها با صدای تو و صدای گریه هایم شکسته شود دلم از غصه ها خالی شود و لحظه هایم مثل همیشه بارانی شود ببار ای باران ، آمدن تو مرا آرام میکند ، قطره های تو مرا از چشمان غریبه ها پنهان میکند! چه آمد بر سرم که اینگونه پریشانم ، باور ندارم که اینگونه تنهایم ! چه آمد بر سرم که اینک آرزوی کسی را دارم که با من قدم بزند در زیر قطره های باران، درد دل کند با من در این حال و هوای دلگیر آسمان ببار ای باران که غم از دلم رفتنی نیست ، هوای سرد قلبم گرم شدنی نیست! راهم را گم کرده ام در کوچه پس کوچه های شهر در این شب بارانی ، کجا بروم، من که سرپناهی را جز تو ندارم ای باران ، در آغوش چه کسی آرام بگیرم من که هیچکس جز خدا را ندارم ای آسمان... ببار ای باران ، این آرامش ناخواسته ام را در زیر قطره های باوفایت از من نگیر ، بیوفا نباش ، ای باران با وفا تنها همین شب هوای مرا داشته باش 
خــدا ، با بنده هايش مهـربان تر بود
ازين بيچــاره مردم ياد می فـرمود !
دلم می خواست زنجيـری گران ،
از بارگاه خويش می آويخت
كه مظلومان ، خـدا را پاي آن زنجيـر
ز درد خويشتن آگاه می كردند .
چه شيرين است : وقتی بی گناهی داد خود را
از خــداي خويش مي گيرد .
چه شيرين است ، اما من ،
دلم می خواست : اهل زور و زر ، ناگاه !
ز هر سـو راه مردم را نمی بستنـد و
زنجيـر خــدا را بر نمی چيـدند !
دلم می خواست : دنيـا خانه مهـر و محبت بود
دلم می خواست : مردم ، در همه احوال با هم آشتی بودند .
طمع در مال يكديگر نمی كردند .
كمـر بر قتل يكديگر نمی بستـند
مــراد خويش را در نامرادی های يكديگر نمی جستنـد ،
ازين خون ريختن ها ، فتنه ها ، پرهيز می كردند،
چو كفتاران خون آشام ، كمتر چنگ و دندان تيـز می كردند !
چه شيرين است وقتی سينـه ها از مهـر آكنده است
چه شيـرين است وقتی ، آفتاب دوستی ،
در آسمـان دهـر تابنـده است .
چه شيرين است وقتی ، زندگی خالی ز نيـرنگ ا

![]()


عشق دردی یه که هیچ دکتری نمی تونه توصیفش کنه، اون چیزی یه که به قلب حمله می کنه و رو مغز تاثیر می ذاره!!
- 
اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم


باران کمی می بارد کوچه تاریک است و نور کمی از چراغ خیابان صورتت را روشن کرده است دستانت گرمای خاصی به دستانم می بخشد
من و تو
در کنار هم 
باران کمی شدت می گیرد
تو همان چتری
چشمانم را میبندم
تو همان چشمان مني
صدایت آرام می شود
دستانت را از من می گیرند
چشمانم را باز می کنم
از من دور می شوی
فریاد می زنی
بلند تر فریاد می زنم دوستت دارم
گرمی نفس هایت را احساس می کنم
چشمانت بسته است
محکم تر در آغوشت می کشم
توی خواب هم لبخندی روی لبانت است
می خواهم تا آخرین لحظه های با تو بودن در نهایت سکوت نظاره گر زیبایی خداییت باشم


...................................................![]()
آزمودم زندگی دشت غم است شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................![]()
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................![]()
بمیرم من واسه اون دلشکسته که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................![]()
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست کارم از گریه گذشته به خودم میخندم
...................................................![]()




نوشته شده در ساعت  توسط ღ*••*ღ♥ღ*•محمد جواد*••*ღ♥ღ*•ღ |
